تقدیم به شلدونی ها ![]()
در زبان و گویش محلی منطقه اسیر وشلدان کلمه شَل به معنی گِل در زبان فارسی (هنگامی که خاک با آب مخلوط می شود) می باشد ، شاید همه فکر کنند که وقتی می گویند شلدان منظور مکانی پر از گِل (شَل ) می باشد. ولی به این معنی نیست . شلدان را شلدان میگویند بدین منظور که :
« در صدهه های پیش بندر سیراف مهمترین و بزرگترین بندر ایران بحساب می آمد و سفرهای دریایی شاهان و پادشاهان ایران و کشورهای همسایه از این بندر صورت می گرفت. بدین منظور باید مکانی ساخته می شد تا پادشاهانی که به عنوان مهمان وارد کشور می شدند و همچنین پادشاهان و شاهزاده هایی که می خواستند از طریق بندر تجاری سیراف به کشورهای دیگر سفر کنند در آنجا استراحت نمایند. لذا بدلیل وجود رطوبت و گرمای زیاد در تابستان و فصول دیگر سال، بندر سیراف برای ساختن چنین مکانی مناسب نبود. در نتیجه شلدان امروزی برای ساخت آن مکان با وجود نزدیکی به این بندرو داشتن ارتفاع بسیار زیاد از سطح دریا و وجود کوههای بلند از نظر امنیت و دارا بودن هوای خشک و نسبتاً خنک و نزدیکی به مرکز ناحیه فارس (که یکی از بزرگترین مناطق ایران در آن زمان بحساب می آمد ) مکان بسیار مناسبی برای ساخت چنین استراحتگاهی ( قصر ) بود. این مکان در آن زمان نامهای مختلفی داشت از جمله نامهایی چون : شه دان ، شاه دان ، شاه جا ، شاه سرا که نام شلدان کنونی را نیز از آن نامها گرفته اند . بعدها در کنار همین مکان تجار و علمایی که جهت سفر به کشورهای همسایه از این مکان رد می شدند توقف میکردند ، چون عبور و مرور تجار و همچنین مردم عامه از این مسیرزیاد بود لذا علمای زیادی در نزدیکی این مکان ( شاه دان ) سُکنا گزیدند. بعد از چند دهه بعلت وجود آب و هوای خوب و چاههای آب شیرین در این منطقه روستاهای متعددی به وجود آمد و شلدان بعلت نزدیک بودن به قصر شاه دان آن را شلدان نامیدند. و تپه ای که در وسط روستای شلدان وجود دارد و آن را قلعه (کَله ) می نامند نیز یکی از تپه های دیدبانی آن زمان بوده است. شایان بذکر است که علمای بسیار بزرگی در مناطقی چون شلدان ، اسیر ، فال و جم می زیستند که امروزه نام آنها را میتوان از مردمان پیشین شنید. حتماً خواهید پرسید که پس الان چه بر سر شاه دان آمده است؟ بعد از اینکه زلزله ی بزرگی ( چند برابر سونامی امروزه) بندر تجاری سیراف را ویران نمود و همه بندر را در آب فرو برد، دیگر عبور و مرورو تجارت در این بندر به یکباره رها شد. و از آن موقع به بعد تجار از بنادر دیگر کالاهای خود را وارد و صادر می کردند و همچنین مسافرتها نیز از بنادر دیگر صورت میگرفت و دیگر توجه کمتری به این بندر می شد و قصر شاه دان نیز در هنگام حمله مغولان که در همان دهه بود به طور کلی ویران و غارت شد. در حال حاظر این قصر در فاصله 7 کیلومتری شرق روستای شلدان امروزی قرار دارد که فقط آثار بسیار کمی از آن بجای مانده است که در همین سالهای اخیر سازمان میراث فرهنگی باتوجه به اطلاعات موجود از تاریخ ایران مقداری از آثار بجا مانده از آن زمان در قصر شاه دان را شناسایی و جمع آوری کرده و جهت مطالعات و تحقیق بیشتر به آن سازمان انتقال داده است. ولی روستای شلدان اکنون جز خرابه ای از آن بجای نمانده است. سیلی که در سالهای اخیر به سوی این روستا هجوم آورد، روستا را تخریب نمود که باعث مهاجرت ساکنان آن شد./
به نقل از http://shaldani.persianblog.ir
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است ( دكتر علي شريعتي)
Vaghti kabootari shoroo be moasherat ba kalaghha mikonad parhayash sefid mimanad vali ghalbash siyah mishavad. Doost dashtane kasi ke layeghe doost dashtan nist esrafe mohabat ast
*************
**************
دل هاي بزرگ و احساس هاي بلند، عشق هاي زيبا و پرشكوه مي آفرينند ( دكتر علي شريعتي )
Delhaye bozorg va ehsashaye boland , eshgh haye ziba va porshokooh miafarinand
*************
**************
اما چه رنجي است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كوير است ( دكتر علي شريعتي )
Ama che ranjist lezatha ra tanha bordan va che zesht ast zibayiha ra tanha didan va che badbakhti azar dahande e ast tanha khoshbakht boodan! dar behesht tanha boodan sakhtar az kavir ast
**************
*************
اكنون تو با مرگ رفته اي و من اينجا تنها به اين اميد دم ميزنم كه با هر نفس گامي به تو نزديك تر ميشوم . اين زندگي من است (دكتر علي شريعتي)
Aknoon to ba marg rafte e va man inja tanha be in omid dam mizanam ke ba har nafas gami be to nazdiktar mishavam.in zendegi man ast
****************
***********
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دكتر علي شريعتي)
Vaghti khastam zendegi konam,raham ra bastand.vaghti khastam setayesh konam,goftand khorafat ast. vaghti khastam ashegh shavam goftand doroogh ast. vaghti khastam geristan,goftand doroogh ast. vaghti khastam khandidan , goftand divane ast. donya ra negeh darid mikhaham piyade shavam.
**************
*************
اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشهاي را بالا ببري (دكتر علي شريعتي)
agar ghader nisti khod ra bala bebari hamanande sib bash ta ba oftadanat andishe e ra bala bebari
**************
*************
به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور مي تازد،با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد (دكتر علي شريعتي)
Be ۳ chiz tekye nakon , ghoroor , doroogh va eshgh. adam ba gharoor mitazad , ba doroogh mibazad va ba eshgh mimirad
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
قاضي شلداني كه نامش حسين و فرزند ملا محمد است ، در شلدان ديده به جهان گشوده است . دوره ي مقدماتي و قسمتي از دوره ي تحصيلات عاليه اش را در حوضه ي فال گذرانيد و سپس رهسپار شيراز شد و در انجا به تحصيلات خود ادامه داد ، تا به درجه ي اجتهاد رسيد و براي ارشاد مردم به شلدان بازگشت. وي در زهد و تقوي يگانه ي عصر خود بود .
اين عالم نامي در سال 1270ه.ق در روستاي شلدان وفات يافت و در مسجد همان محل به خاك سپرده شد.
قبر قاضی شلدانی

شرحی مختصر از شلدان
اهالي شلدان در منطقه ي فال و اسير و گله دار ووراوي و تراكمه جات(لامرد كنوني)واشكنان و جم و ريز و دژگاه و دارالميزان و بنادر به دين داري و درستكاري معروف و مشهور بودند. امروزه نيز مردمان آن همچنان اصالت و نجابت ديني و اخلاقي خود را حفظ نموده اند . هنوز هم اهل صفا و وفا ومهمان نواز و صميمي هستند.
در دوران هشت سال دفاع مقدس مردم پاك اعتقاد شلدان همدوش با ديگر اقشار جامعه از نظر مالي خدمات ارزشمندي به اسلام و انقلاب اسلامي انجام دادند، از جماه چند شهيد سرفراز و آزاده ي سربلند مي باشند .
در شرق شلدان در دامنه ي دره اي به نام تنگ كافران آثار ويرانه اي موجود است كه از روزگاران گذشته به تمب«بت»(تمب در زبان محلي به معني تپه وبرامدگي است.)معروف بوده و است. در اين محل سنگهاي تراشيده شده و صيقلي موجود است ، كه قدمتشان به دوران قبل از اسلام بر مي گردد،كه مشخصا ستون هاي عظيم معبدي بزرك يا كاخ وسيعي را تشكيل مي داداند ، كه آثار حخاري به صورت شياري به عمق 40 تا 60 سانتي متر روي آن وجود دارد .
در پانصد متري شرق شلدان تپه اي به ارتفاع چهل متر وجود دارد ،كه اهالي شلدان به آن قلعه ي «روح الدين»مي گويند. در بالا و اطراف تپه آثاري از بناهاي ساخته شده ار مصالح گوناگون مانند ساروج و گل و گچ وجود دارد . اين تپه گويا قلعه بوده است . يك حلقه چاه نيز در آن واقع است كه هنوز هم نزديك به چهل متر عمق دارد.
در صدو پنجاه متري «تمب بت»اثر قبري موجود است ،كه آن را قبر كشته مي نامند و به عاشق و معشوقي نسبت مي دهند ، كه آنها را همراه كشته اند و در يك گور خوابانيده اند.
زنان نازا بر سر اين قبر مي روند و مراسم مخصوصي را به جا ميآورند و معتقدند كه بچه دار خواهند شد.
ناگفته نماند كه آثار باستاني موجود در اطراف شلدان و اسير و قلعه سرگاه متعلق به شهر «كران»است . شهر كران يكي از شهرهاي آبادان در دوره ي پيش و بعد از اسلام است .
متاسفانه نسبت به حفظ ميراث فرهنگي و آثار باستاني در منطقه ي گله دار در دوران رژيم پهلوي هيچ گونه توجهي نشده است . پس از پيروزي انقلاب اسلاميهم علاوه بر آن كه توجهي به حفظ آثار باستاني و ميراث فرهنگي منطقه نشده است ، صدمات و خسارتهاي زيادي به وسيله ي افراد سود جو ومنفعت طلب برآن وارد آمده است.
طبیعت زیبای شلدان در محوطه تاریخی تمب بت

تخته سنگ

آثار باستانی کشف شده در شلدان

تمب و تل باستانی

آثار باستانی کشف شده در شلدان

طبیعت زیبا در محوطه تاریخی تمب بت شلدان

تاسیسات آبرسانی در شلدان قدیم


تکه سفالهای قدیمی

سفال بجای مانده در شلدان

چاه قنات

یک حلقه از رشته چاههای سنگی شلدان

شلدان محوطه تارخی

آثار باستانی کشف شده در شلدان قدیم

استودان و دخمه های شلدان قدیم

بدون شرح
